پریا هر شب دقیقاً وقتی همه می‌خوان بخوابن، انگار یه دکمه‌ی **پاورِ فوق‌سری** تو وجودش روشن می‌شه! همین که ساعت می‌شه ۱۰، چشم‌هاش مثل پنجره‌ بانک موقع سرقت بازِ باز! میگه: «من اصلاً، ابداً، هیچ‌جوره خوابم نمیاد… » ولی از ۱۰ به بعد همون‌طور که بدنش از خستگی کج شده، چشماش نیمه بسته‌ست، ولی با دو انگشت، پلکشو مثل درِ مغازه نگه می‌داره بالا! و نق نق کنان و غر زنان شروع به بهم ریختن وسایل خونه میکنه تا ۱۲ شب و ۱۲ به بعد با وعده پارک و دیدن دخترخاله اش و بازی میخوابه ... پریا جان، تو رسماً «قهرمان جهانیِ مقاومت در برابر خواب»! 😄💜 من و پدرش از بچگی راس ۹ شب میخوابیدیم پریا به کی رفته نمیدونم🤨