نتایج یافت شده برای:

تکه_کتاب

این با ما نیست که بگوییم زنده خواهیم ماند یا خواهیم مرد. آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه دهد. زندگی مثل کار می ماند، پس بهتر این که آن را به انجام رساند نه این که هر جا مشکل شد نیمه کاره ولش کرد. #قلعه_مالویل #تکه_کتاب
تو عقب خوشبختی پرسه می زنی. با دیپلم، با مدرک، با پول، با شوهر. با این چیزها آدم خوشبخت نمی شود. باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور، خوشبختی به آدم چشمک بزند. ببین، من علیل هستم. شاید هم سل دارم نمی دانم، در هرصورت بیمار و علیل هستم. مادرم مرا در اتاق کوچکی ته باغ به طوری که صاحبخانه شیون او را نشنود، به دنیا آورده. در آن اتاق پر از نم، بیمارپرورده شده ام. خودم می دانم که عمر من زیاد طولانی نیست، چند سال دیگر بیشتر زندگی نخواهم کرد. اما خوشبخت هستم. #چشمهایش #بزرگ_علوی #تکه_کتاب
طی چهار سال او مرتب ابرازِ عشق کرد، و زن همواره راهی پیدا کرد تا دست رد به سینه‌اش بزند بی‌آنکه غرورش را جریحه‌دار کند، زیرا گرچه موفق نمی‌شد دوستش بدارد ولی در عین حال دیگر نمی‌توانست بدون وجود او زندگی کند. #صد_سال_تنهایی #تکه_کتاب #مارکز
نهنگ ها موجودات خیلی باهوشی ان، اما یک دفعه و بی هیچ دلیلی کل گله به سمت ساحل شنا می کنن و از آب بیرون میان. هر چقدر هم تلاش بکنی دیگه به آب برنمی گردن. دانشمندها مغز نهنگ ها رو بررسی کردن و به نتیجه ی جالبی رسیدن: این که نهنگ ها از ترس غرق شدن از آب بیرون میان؛ اما در واقع توی هوا غرق می شن. #تکه_کتاب #کشتی_ساکورا
هیچ چیز به بدی جنگ نیست... مردم وقتی می فهمند جنگ چقدر بد است، دیگر نمی توانند جلویش را بگیرند، چون دیوانه می شوند. بعضی ها هم هستند که هرگز نمی فهمند. بعضی ها هستند که از افسران شان می ترسند. با همین ها جنگ راه می اندازند. #تکه_کتاب #وداع_با_اسلحه #ارنست_همینگوی
پادشاهی بود که در جنگ شکست خورده و اسیر شده بود. او آن جا در کنج اردوی فاتح بود. پسر و دخترش را دید که زنجیر کشیده از جلویش می گذرند. گریه نکرد، چیزی نگفت. بعد از آن ها یکی از خدمتکارانش را دید که می گذرد، او هم به زنجیر کشیده شده بود. پس بنای نالیدن و مو کندن گذاشت. تو می توانی مثال هایی از خودت بسازی. می بینی، زمان هایی هست که آدم نباید گریه کند وگرنه ناپاک می شود. ولی اگر کنده ی چوبی روی پایش بیفتد، می تواند هر چه دلش بخواهد بکند، آه و ناله سر دهد، بگرید و روی پای دیگرش ورجه ورجه کند. #تکه_کتاب #تهوع #ژان_پل_سارتر
همه ی ما توسط کسانی که دوستمان داشته اند، ساخته و باز ساخته شده ایم، ما اثر افراد اندکی هستیم که در عشقشان به ما سماجت به خرج داده اند ، اثری که بعدها آن را باز نمی شناسند و هرگز همانی نیست که آن ها آرزو کرده بودند. #برهوت_عشق #تکه_کتاب #فرانسوا_موریاک
به نظرم این احمقانه است که زن ها تظاهر می کنند که با مردها برابر ند، آن ها بسیار [از مردها]برترند و همیشه بوده اند. #سالار_مگس_ها #تکه_کتاب
#تکه_کتاب در اين سياره يک حقيقت بزرگ وجود دارد: هركه باشی و هر كاری كنی، وقتی چيزی را از ته دل طلب ميكنی، از اين رو است كه اين خواسته در روح جهان متولد شده. اين ماموريت تو بر روی زمين است. 📕 #کیمیاگر #پائولو_كوئليو
#تکه_کتاب از هر تعلقی که گذشتم، تواناتر شدم. هر روز چیزی را تَرْک کردم و هر روز چیزی مرا تَرْک کرد. با هر تَرْکی، خاکِ تنم تَرَکی برداشت و چیزی از آن رویید، بالی شاید، کوچک و شفاف و نامرئی. پریدن با پرهایی نا پیدا مرا بی پروایی آموخت. آخرین تمنایم سنگی است سهمگین که بر شانه هایم چسبیده است، باری که قرن هاست به ناگزیر هر زنی آن را برده است. فردا آن را از شانه هایم پایین خواهم گذاشت زیرا که در این کوله پشتی، توشه نیست؛ تقاضا و تمناست و آدمی زیر بار تقاضاها و تمناهایش تلف خواهد شد. رهیدن، رنج بسیار دارد اما پاداشی نیز دارد که آن رنج را التیام می بخشد. چه ناچاری دلپذیری است که راه رستگاری جز از گذشتن نمی‌گذرد. #نظر_آهاری
هیچ وقت درباره ی چیزی که خودت دوست نداری، ننویس و اگر موضوعی را دوست داشتی، توصیه ی هیچ کس ر برای تغییر دادن آن نپذیر. آن ها هیچ چیز نمی دانند. #تکه_کتاب #خواب_گران
اجداد ما به خوبی خودمان بودند؛ کینه ای، رام، بی عصمت، درب و داغان، ترسو و نامرد، حقا که به خوبی خودمان بودند! ماها عوض نمی شویم؛ نه جوراب مان عوض می شود و نه ارباب هامان، و نه عقایدمان. وقتی هم می شود آنقدر دیر است که به زحمتش نمی ارزد. ما ثابت قدم به دنیا آمده ایم و ثابت قدم هم ریغ رحمت را سر می کشیم؛ سرباز بی جیره و مواجب، قهرمان هایی که سنگ دیگران را به سینه می زنند، بوزینه های ناطقی که از حرف هاشان رنج می برند. ماها آلت دست عالیجناب نکبتیم. او صاحب اختیار ماست. باید هوای کار دستمان باشد که لااقل بشود غذایی بلنبانیم. این که نشد زندگی. #تکه_کتاب #سفر_به_انتهای_شب
همیشه کسانی که در هیچ کاری موفق نشده اند، می خواهند به آدم راه کار یاد بدهند. #خشم_و_هیاهو #فاکنر #تکه_کتاب
کتاب را قبل از دیدن، استشمام می کردم و قبل از خواندن، مزه اش را می چشیدم. #دوره_گرد_ها #تکه_کتاب
در بسیاری از ادیان، روز یا اوقات خاصی برای عبادت تعیین شده و آن لحظات، لحظاتی مقدس اند. آیا وقتی عاشق کسی باشیم، مشتاقانه منتظر روز و ساعت ملاقات با محبوبمان نیستیم؟ آیا نمی خواهیم خود را در راه این عشق فدا کنیم؟ این دقیقا همان مفهوم عشق به خداست. اگر چنین عشقی داشته باشیم، ناخودآگاه به تمام قوانین پروردگار عمل خواهیم کرد. عشق ما را ملزم می کند تا از دستورات خدا با اشتیاق اطاعت کنیم. وقتی کسی عاشق است، نیازی نیست به او بگوییم باید به پدر یا مادرش احترام بگذارد. لازم نیست تعهدات او را یادآوری کنیم یا به او بگوییم نباید دیگران را به قتل برساند. گفتن این قوانین درواقع اهانت به اوست چون او عاشق همنوعان خودش است. اگر به او بگوییم، از کسانی که دوستشان دارد نباید دزدی کند درواقع به او توهین کرده ایم. همان طور که اگر از او بخواهیم شهادت دروغین بدهد، به او اهانت کرده ایم. او ناخودآگاه هیچ کدام از این کارها را انجام نخواهد داد همان طور که هرگز قادر نیست نظر سوئی به زن همسایه اش داشته باشد. پس عشق تکمیل کنندۀ قوانین است. از کتابِ: #عشق_ورای_ایمان #پائولو_کوئیلو #تکه_کتاب
می دانی اولین بوسه ی جهان چطور کشف شد؟ دست هاش تا آرنج گلی بود، گفت که در زمان های بسیار قدیم، زن و مردی پینه دوز یک روز به هنگام کار، #بوسه را کشف کردند. مرد دست هاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند، به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بینداز. زن هم دست هاش به سوزن و وصله بود، آمد که نخ را از لب های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم. ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند. #سال_بلوا #عباس_معروفی #تکه_کتاب
مالین، می‌دونی چرا نبرد ‌خیروشر همه‌‌ش ‌یک‌طرفه‌ست؟ چون طرف شر بهتر سازماندهی می‌شه، مجهزتره و حقوق بهتری می‌گیره. ما نباید از هیولا و یاکا‌ و شیطان بترسیم. چیزی که باید ‌تن‌وبدن ما رو بلرزونه، گروه‌های به‌هم‌پیوستۀ شرور و بدکاری‌ان که فکر می‌کنن خیراندیش و درستکارن. از کتاب: هفت قمر معالی آلمیدا #تکه_کتاب #کاروناتیلاکا
می‌خواستم ببینی شجاعت واقعی چیست. اینکه مردی تفنگ در دست بگیرد نشانه شجاعت نیست. شجاعت واقعی آن هنگام است که قبل از شروع می‌دانی ترسیده‌ای، اما به‌هرحال شروع می‌کنی و برایت اهمیتی ندارد که چه پیش می‌آید و تو آن را به پایان می‌رسانی. تو همیشه برنده نیستی، اما بعضی وقت‌ها هم برنده خواهی شد. #تکه_کتاب #کشتن_مرغ_مینا
حالا که ترس را می شناختم، می دانستم که دائمی نیست. هرچه قدر هم که قدرتمند بود، بالاخره من را رها می کرد. می گذشت. #خانه_گرد #تکه_کتاب
چیزهایی که فکر می کنید در زندگی شما فاجعه هستند، واقعا فاجعه ای نیستند. تقریبا همه چیز را می توان تغییر داد: مسیری برای خروج از شرایط بد وجود دارد، فقط لازم است آن را ببینید. #مانتل #مجرم_را_بیاورید #تکه_کتاب