قدر هر چیزی رو ندونی، دنیا یه سیلی محکم بهت میزنه و ازت پسش میگیره، با بی‌رحمی تمام؛ بعد از اون دیگه خودت باید بدویی دنبالش، اونقد بدویی تا یه نسخه ضعیف‌ترش رو شاید پیدا کنی و تازه میدونی جالبترش کجاست؟ اینکه باز هم قدرش رو نمیدونی و باز هم از دست میدیش. اونقدر تو صورتت میخوره و ازت پس گرفته میشه تا تهش مجبور بشی با چیزی که حتی تصورش نمیکردی هم ادامه بدی و قانع باشی.